هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

204

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

ابتدا به سراغ ابان بن سعد بن عاص رفت . او عثمان را در پناه خويش گرفت و عثمان پيغام پيامبر را به قريش رساند . قريش از پذيرفتن اينكه به پيامبر امكان دهند به مكه وارد شود به شدت خوددارى كردند . عثمان را نيز سه روز نزد خود نگهداشتند ، بگونه‌اى كه مسلمانان پنداشتند او كشته شده است . اين شايعه به گوش پيامبر ( ص ) رسيد . پيامبر كه چنين ديد فرمود : از اينجا تكان نمىخوريم تا آنكه با قريش پيكار كنيم . و اصحابش را به نزد خود كه زير سايهء درختى در آن بيابان نشسته بود فراخواند . همگى اصحاب با آن حضرت بيعت كردند كه تا پاى مرگ در كنار او بايستند و از كنار او نگريزند . اين بيعت به « بيعة الرضوان » مشهور شد و همان بيعتى است كه مفسران مىگويند خداوند آيهء زير را به اين مناسبت نازل فرموده است : « لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً » ( فتح / 18 ) ( خداوند از مؤمنان خشنود گشت هنگامى كه زير درخت با تو بيعت مىكنند و آنچه را در دلهاى ايشان است دانست ، و فتحى نزديك نصيبشان ساخت ) . ( 1 ) پس از پايان بيعت به پيامبر خبر رسيد كه به عثمان آسيبى نرسيده است و وى پيام آن حضرت را به قريش رسانده ، ولى ايشان خواست پيامبر را رد كرده و بر موضع نخستين خويش پاى فشرده‌اند ، با آنكه يقين دارند محمد جز براى انجام مناسك حج به آنجا نيامده است . پس از اين برخوردهاى سخت و بىانعطاف ، قريش صلاح ديدند كه انعطاف بيشترى نشان دهند . شايد حساب كردند كه جنگ به نفع ايشان نيست و هر چه فداكارى كنند و تلفات بدهند نمىتوانند آنچه را مىخواهند نسبت به محمد انجام دهند . بويژه پس از آنكه عروة بن مسعود توجه و علاقهء اصحاب پيامبر نسبت به وى و جانبازيشان در راه او را براى ايشان توصيف نمود . قريش تصميم گرفتند با روحيهء سازگارانه‌ترى گفتگو با محمد را تجديد كنند . شايد هم عثمان نقطه نظر ايشان را كه مىتوانست اساس گفتگوها را